|
ای نامت از دل و جان ، در همه جا به هر زبان جاری است
وقتی من پیشت میشینم
من پذیرفتم شکست خویش را
آخه جز گریه منو کاری نیست یه عمری از محبت بی نصیبم ای خدا آخه من غریبم ای خدا کو خوبی کدوم مهر ما که چیزی ندیدیم از این دنیای شیرین فقط سختی کشیدیم کدوم بخت کدوم شانس ما که شانسی نداریم هی پشت سر هم همش بد میاریم ما خون جگر خوردیم سوختیم وساختیم به جرم زنده بودن همه هستی را باختیم
شب گریه های زار امانم نمی دهد نفرین روزگار امانم نمی دهد
گفتم ز سوز دل بنویسم برای تو چشمان اشکبار امانم نمی دهد
یکدم به چشم خسته من خواب ره نیافت سودای انتظار امانم نمی دهد
هر صبح و شام زخم زبانها و طعنه ی پنهان و آشکار امانم نمی دهد
دلتنگ پرسه های غروب خزان شدم افسوس... این بهار امانم نمی دهد
صد بار توبه کردم و صد ره شکستمش چون نفس نا بکار امانم نمی دهد
گفتم ز یاد می برمش بعد از این ، ولی این قلب بی قرار امانم نمی دهد
می بخشمت بخاطر ترانه های صادقم
امابدون هرجا باشی دوست دارم خیلی زیاد
برام دعا کن عشق من، همین روزا بمیرم ...
آخه دارم از رفتن بدجوری گُر میگیرم ...
دعا کنم که این نفس،تموم شه تا سپیده ...
کسی نفهمه عاشقت، چی تا سحر کشیده ...
این آخرین باره عزیز،دستامو محکمتر بگیر ...
آخه تو که داری میری،به من نگو بمون نمیر ...
گاهی بیا یه باغ سبز،درش بروت بازه هنوز ...
من با تو سوختم نازنین،باشه برو با من نسوز ...
اگه یروز برگشتی و گفتن فلانی مرده ...
بدون که زیر خاک سرد حس نگاتو برده
گریه نکن برای من قسمت ما همینه ...
دستامو محکمتر بگیر لحظه ی آخرینه ...
این آخرین باره عزیز،دستامو محکمتر بگیر ...
آخه تو که داری میری،به من نگو بمون نمیر ...
گاهی بیا یه باغ سبز،درش بروت بازه هنوز ...
من با تو سوختم نازنین،باشه برو با من نسوز ...
برام دعا کن عـــــــــشــــــــــق من ...
برخیز که غیر از تو مرا دادرسی نیست گویی همه خوابند ، کسی را به کسی نیست آزادی و پرواز از آن خاک به این خاک جز رنج سفر از قفسی تا قفسی نیست این قافله از قافله سالار خراب است اینجا خبر از پیش رو و باز پسی نیست تا آئینه رفتم که بگیرم خبر از خویش دیدم که در آن آئینه هم جز تو کسی نیست من در پی خویشم ، به تو بر می خورم اما آن سان شده ام گم که به من دسترسی نیست آن کهنه درختم که تنم زخمی برف است حیثیت این باغ منم ، خار و خسی نیست امروز که محتاج توام ، جای تو خالیست فردا که می آیی به سراغم نفسی نیست در عشق خوشا مرگ که این بودن ناب است وقتی همه ی بودن ما جز هوسی نیست
دختره از پسره پرسید من خوشگلم؟ گفت نه . گفت دوستم داری؟ گفت نوچ گفت اگه بمیرم برام گریه میکنی؟ گفت اصلا دختره چشماش پر از اشک شد. هیچی نگفت پسره بغلش کرد گفت: تو خوشگل نیستی زیبا ترین هستی. تورودوست ندارم چون عاشقتم. اگه تو بمیری برات گریه نمیکنم چون من هم می میرم.
اگر مدیر بودم یکی از شرایط ثبت نام را عشق می گذاشتم اگر دبیر ریاضی بودم عشق را با عشق جمع می کردم اگر معمار بودم قصری از عشق می ساختم اگر سارق بودم فقط عشق می دزدیدم اگر بیمار بودم تنها شربتی که می نوشیدم فقط شربت عشق بود اگر درجه دار بودم فقط به عشق سلام می دادم اگر پلیس بودم هرگز عشق را جریمه نمی کردم اگر خلبان بودم در اسمان عشق پرواز می کردم اگر دبیر ورزش بودم به بچه ها می گفتم با عشق نرمش کنید اگر خواننده بودم فقط از عشق می خواندم اگر ناخدا بودم همیشه در ساحل عشق لنگر می انداختم اگر نجار بودم عشق را قاب می گرفتم
عشق نمی پرسه اهل کجایی ، فقط میگه تو قلب من زندگی می کنی . عشق نمی پرسه چرا دور هستی فقط میگه همیشه با من هستی . عشق نمی پرسه که دوستم داری فقط میگه : دوستت دارم
پرسید : به خاطر کی زنده هستی؟ با اینکه دوست داشتم با تمام وجود داد بزنم به خاطر تو... گفتم به خاطر هیچ کس پرسید : پس به خاطر چی زنده هستی؟ با اینکه دلم می خواست داد بزنم به خاطر دل تو... گفتم بخاطر هیچ چیز پرسیدم : تو بخاطر چی زنده هستی؟ در حالیکه اشک توی چشماش جمع شده بود گفت: بخاطر کسی که بخاطر هیچ چیز زندست
هیچکس لیاقت اشکهای تو را ندارد و کسی که چنین ارزشی دارد باعث اشک ریختن تو نمی شود اگر کسی تو را آنطورکه میخواهی دوست ندارد به این معنی نیست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد دوست واقعی کسی است که دستهای تورابگیرد ولی قلب تورالمس کند بدترین شکل دلتنگی برای کسی آن است که در کنار او باشی و بدانی که هرگز به اونخواهی رسید
همیشه به من می گفت: زندگی وحشتناک است ولی یادش رفته بود که به من می گفت تو زندگی منی روزی از روزها از او پرسیدم: به چه اندازه مرا دوست داری گفت: به اندازه خورشید در اسمان نگاهی به اسمان انداختم دیدم که هوا بارانی بود و خورشیدی در اسمان معلوم نبود شبی از شبها از او پرسیدم به چه اندازه مرا دوست داری گفت به اندازه ستاره های اسمان نگاهی به اسمان انداختم دیدم که هوا ابری بود وستاره ای در اسمان نبود
١.اگر عشق در پی چیزی جز کشف اسرار عشق باشد ، به حقیقت عشق نیست - - - - - - - - - - ٢.عاشق واقعی کسی است که معشوق خود را آزاد می گذارد تا خودش باشد. در عشق اجباری نیست. عشق یعنی امکان انتخاب به معشوق دادن . برای آنکه کسی یا چیزی را بدست آوری رهایش کن - - - - - - - - - - ٣.عشق حقیقی هیچ گاه یکنواخت و آرام پیش نمی رود. (ویلیام شکسپیر) - - - - - - - - - - ۴.اگر می خواخید دوستتان بدارند دوست بدارید و دوست داشتنی باشید. ) فرانگلین) - - - - - - - - - - ۵. همه بخاطر عشق زاده شده ایم .... عشق پایه و اساس هستی و تنها پایان آنست)دیز رائیلی( - - - - - - - - - - ۶.عشقِ مرد قسمتی از زندگی او و عشق زن همه زندگی اوست) لرد بایرون(
- - - - - - - - - - 7.عشق شاه کلیدی است که تمام دهلیزهای قلب را میگشاید )ایوانز(
- - - - - - - - - - 8.عشق تنها مرضی است که بیمار از آن لذّت می برد! - - - - - - - - - - 9.عشق تنها شیوه ای است که با آن می توان به اعماق وجودی انسان دیگر دست یافت. - - - - - - - - - - 10.همیشه عاشق کسی باش که لایق عشق باشد نه تشنه ی عشق زیرا تشنه ی عشق روزی سیراب می شود.
وقتی کسی رو دوست داری حاضری جون فداش کنی حاضری دنیا رو بدی فقط یک بار نگاهش کنی به خاطرش داد بزنی به خاطرش دروغ بگی رو همه چیز خط بکشی حتی رو برگه زندگی وقتی کسی تو قلبته حاضری دنیا بد باشه فقط اونی که عشقته عاشقی رو بلد باشه قیده تمومه دنیا رو به خاطره اون میزنی خیلی چیزا رو میشکنی تا دله اونو نشکنی حاضری بگذری از دوستایه امروز و قدیم اما صداشو بشنوی شب از میون دو تا سیم حاضری قلبه تو باشه پیشه چشایه اون گرو فقط خدا نکرده اون یک وقت بهت نگه برو حاضری حرفه قانون رو ساده بزاری زیر پات به حرفه اون گوش بدیو به حرفه قلبه با وفات وقتی بشینه به دلت از همه دنیا میگذری تولد دوبارته اسمشو وقتی میبری حاضری جونت رو بدی ، یه خار تویه دستشم نره حتی یه ذره گردو خاک مبادا تو چشاش بره وقتی کسی تو قلبته یک چیزه قیمتی داری دیگه به چشمات نمیاد اگر که ثروتی داری نزار که از دستت بره این گنجه خیلی قیمتی
اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی، و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد، و اگر اینگونه نیست، تنهائیت کوتاه باشد، و پس از تنهائیت، نفرت از کسی نیابی. آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد، بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی.
برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی،
از جمله دوستان بد و ناپایدار، برخی نادوست، و برخی دوستدار که دست کم یکی در میانشان بی تردید مورد اعتمادت باشد.
و چون زندگی بدین گونه است،
برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی، نه کم و نه زیاد، درست به اندازه، تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهد، که دست کم یکی از آنها اعتراضش به حق باشد، تا که زیاده به خودت غرّه نشوی.
و نیز آرزومندم مفیدِ فایده باشی نه خیلی غیرضروری، تا در لحظات سخت وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سرِ پا نگهدارد.
همچنین، برایت آرزومندم صبور باشی
نه با کسانی که اشتباهات کوچک میکنند
چون این کارِ ساده ای است، بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر میکنند و با کاربردِ درست صبوری ات برای دیگران نمونه شوی.
و امیدوارم اگر جوان هستی خیلی به تعجیل، رسیده نشوی و اگر رسیده ای، به جوان نمائی اصرار نورزی و اگر پیری، تسلیم ناامیدی نشوی چرا که هر سنّی خوشی و ناخوشی خودش را دارد
و لازم است بگذاریم در ما جریان یابند.
امیدوارم سگی را نوازش کنی به پرنده ای دانه بدهی، و به آواز یک سَهره گوش کنی وقتی که آوای سحرگاهیش را سر می دهد. چرا که به این طریق احساس زیبائی خواهی یافت، به رایگان.
امیدوارم که دانه ای هم بر خاک بفشانی هرچند خُرد بوده باشد و با روئیدنش همراه شوی تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد.
بعلاوه، آرزومندم پول داشته باشی زیرا در عمل به آن نیازمندی
و برای اینکه سالی یک بار پولت را جلو رویت بگذاری و بگوئی: این مالِ من است.
فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان اربابِ دیگری است!
و در پایان، اگر مرد باشی، آرزومندم زن خوبی داشته باشی و اگر زنی، شوهر خوبی داشته باشی
که اگر فردا خسته باشید، یا پس فردا شادمان
باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیاغازید.
اگر همه ی اینها که گفتم فراهم شد
دیگر چیزی ندارم برابت آرزو کنم .
ای کاش کسی هم برایم آرزو می کرد ؟
نشانه حضور تو دهان باز مردم است
اگه تو چشمای کسی که عاشقشی نیگاه کنی خجالت میکشی و صورتت سرخ میشه
وقتی که عاشقم شدی پاییز بود و خنک بود
زچشمت اگرچه که دورم هنوز
پر از اوج و عشق و غرورم هنوز
به یاد گذشته صبورم هنوز
دل شیشه دارم بلورم هنوز
پر از فکر راه عبورم هنوز
گذشتم لی غرق نورم هنوز
پر از یاد و شوق و مرورم هنوز
عشق یعنی یک جهان دلبستگی
رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن
دنیای این روزای من هم قد تن پوشم شده
انقد دورم از تو که دنیا فراموشم شده دنیای این روزای من درگیر تنهایی شده تنها مدارا میکنم دنیا وجب جایی شده
امشب با باران دیدهگانم غسل عشق کردم
چه می شد دستانم به دستانت گره می شد
چه می شد آغوشم در آغوش خوش تو جا می شد چه می شد اشکهایم با لبخندت یکی می شد چه می شد بوسه هایم بر گونه های سرخت جاری می شد چه می شد گل هایی را که هدیه دادم در قلب تو سبد سبد عشق می شد
چترها را ببندیم
عشق یعنی سالهای عمر سخت عشق یعنی زهر شیرین بخت تلخ عشق یعنی خواستن٬ لَه لَه زدن عشق یعنی سوختن پر پر زدن عشق یعنی جام لبریز از شراب عشق یعنی تشنگی یعنی سراب عشق یعنی لایق مریم شدن عشق یعنی با خدا همدم شدن عشق یعنی لحظه های بی قرار عشق یعنی صبر یعنی انتظار عشق یعنی از سپیده تا سحر عشق یعنی پا نهادن در خطر عشق یعنی لحظه ی دیدار یار عشق یعنی دست در دست نگار عشق یعنی آرزو یعنی امید عشق یعنی روشنی یعنی سپید عشق یعنی غوطه خوردن بین موج عشقِ یعنی رد شدن از مرز اوج
اگه بگم قول می دم تا همیشه باهات باشم... اگه بگم که حاضرم فدای اون چشات بشم... اگه بگم تو آسمون عشق من فقط تویی... اگه بگم بهونه ی هر نفسم تنها تویی... اگه بگم قلبمو من نذر نگاهت می کنم... اگه بگم زندگیمو بذر بهارت می کنم... اگه بگم ماه منی٬ هر نفس راه منی... اگه بگم بال منی٬ لحظه ی پرواز منی... میشی برام خاطره ی قشنگ لحظه ی وصال... میشی برام باغبون میوه های تشنه و کال... میشی برام ماه شبای بی سحر... میشی برام ستاره ی راه سفر... ولی بدون هر جا باشی یا نباشی... مال منی....
خدا چرا دلِ منو شکستن چرا دستایِ عشقمو به زندگی نبستن؟؟ دارم می سوزم... چرا رها کردی میونِ راهم؟؟؟ می خوام بمیرم ولی بی گناهم... دارم می سوزم... دارم می سوزم... بذار بسوزم...
بوسه اسم است٬ چون عمومی است... بوسه فعل است٬ چون هم لازم است هم متعدی... بوسه حرف تعجب است٬ چون اگر ناگهانی باشد طرف مقابل را مات و مبهوت میکند... بوسه ضمیر است٬ چون از قیدِ انسان خارج نیست... بوسه حرف ربط است٬ چون ۲ نفرو به هم متصل میکنه...
خنده هاتو به همه بده ولی لبخندتو به یه نفر عشقت را به همه بده ولی وجودتو به یه نفر بذار همه عاشقت باشن ولی خودت عاشق یه نفر باش آنجا که تویی رهگذری نیست مرا جز دوری تو غمی دگر نیست مرا خواهم که به جانب تو پرواز کنم اما جه کنم که بال و پر نیست مرا
لحظات سخت خدا را جست و جو کن لحظات آرامش خدا را مناجات کن لحظات درد به خدا اعتکاد کن و در تمام لحظاتخدا را شکر کن صفای اشک آهم داده این عشق چون غنچه ء گل قرا به پرداز شود چنان عاشق چنان دیوونه حالم غم عشقت ز گنج رایگان به
چقدرعجیبه که تا مریض نشی کسی برات گل نمی یاره تا گریه نکنی کسی نوازشت نمی کنه تا فریاد نکشی کسی به طرفت برنمی گرده تا قصد رفتن نکنی کسی به دیدنت نمی یاد و تا وقتی نمیری کسی تورو نمی بخشه
سلام سلامی از قلب شکسته از قلبی دور افتاده همچون کبوتری سبکبال که دراسمان عشق به پروازدرامده است سلامی به بلندای آسمان و به زلال و خلوص چشمه ساران سلامی به لطافت گرمای بهاری سلامی همچو بوی خوش اشنایی سلامی بر خواسته از دل و نشسته بر دل
یعنی این تویی عزیزم
آخه چه جور دلت اومد
به نام کسی که یادش در بهار من ، نامش در اندیشه من ، عشقش در قلب من ، کلامش در دفتر من ، دیدارش آرزوی من است زندگی حکمت اوست… زندگی دفتری از خاطره هاست… چند برگی را تو ورق خواهی زد… ما بقی را قسمت وقتی تنهاییم دنبال یک دوست می گردیم، وقتی پیداش کردیم دنبال عیب هاش می گردیم وقتی از دستش دادیم دنبال خاطره هاش می گردیم… و باز تنهاییم …اس ام اس عاشقانه موبایل همیشه گورستانی در قلبت برای خاکسپاری خطای دوستانت بساز برای داشتن چیزی که تا به حال نداشتی هرگاه شادم یاد تو غمگینیم می کند. هرگاه غمگینیم یاد تو شادم می کند پس هر دو را دوست دارم چون حکایت از تو می کند… غم هایت را بر روی شن بنویس تا باد آن را با خود ببرد شادیهایت را بر روی سنگ بنویس تا برای همیشه باقی بماند… داشتم اشک هایم را روی نامه ای عاشقانه با قطره چکان جعل می کردم ، خاطرم آمد شاید دلتنگ خنده هایم باشی ببخش اگر این روز ها عشق با گریستن اثبات می شود … عشق درد سری است که باید برای فراموش کردن ان عشق تازه ای را پیدا کرد گر می خواهی زیبا ترین باشی همیشه به من بگو دوستت دارم ….
نمیدونم چی بگم از غم تنهایی بگم
نگو قراره که دیگه یه لحظه پیشم نباشی
رسم زمونه : تو چشم میذاری، من قایم میشم .........اما تو یکی دیگه رو پیدا میکنی
_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_
عشق کلید شهر قلب است به شرط آن که قفل دلت هرز نباشد که با هر کلیدی باز شود
_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_
مرا اینگونه باور کن... کمی تنها ، کمی بی کس ، کمی از یادها رفته... خدا هم ترک ما کرده ، خدا دیگر کجا رفته...؟! نمی دانم مرا ایا گناهی هست..؟ که شاید هم به جرم آن ، غریبی و جدایی هست..؟؟؟ مرا اینگونه باور کن
_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_
خدا میدونه که من :فقط تو رو دوست دارم, خدا میدونه که تو تنها عشق منی! خدا میدونه که فقط تو رو می پرستم ! خدا میدونه که من این آف رو تا حالا واسه چند نفر فرستادم
_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_
زندگی سخت نیست ما سختش میکنیم عشق قشنگ نیست ما قشنگش میکنیم دل ما تنگ نیست ما تنگش میکنیم دل هیچکس سنگ نیست ما سنگش میکنیم
_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_
خواستم برای از دست دادنت اشک بریزم تمام اشکهایم رابرای به دست آوردنت ریخته بودم
_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_
عشق مرگ نیست زندگی است. سخت نیست عین سادگی است. عشق عاشقانه های باد وگندم است . اولین پناهگاه کودکی آخرین پناهگاه آدم است
_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_
هیچ کس از راز دلم آگاه نیست هیچ کس ازآه دلم به جزقلب تو خبرندارد من درمسیرقلب توام چون مسافری و مقصدم افق دورچشمان توست
_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_
چقدر لباس سیاه به تو می آید اگرمی دانستم زودتر می مردم
_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_
شکست عهد من وگفت هر چه بود گذشت به گریه گفتمش آری وچه زود گذشت بهار بود و تو بودی وعشق بود و امید بهار رفت و تو رفتی و هر چه بود گذشت
_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_
زیر سیگاری با اینکه می دونه سیگار همیشه دلشو می سوزو نه بازم اونو تو دلش جا می ده زیر سیگاریتیم رفیق
_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ کاش بودی تا دلم تنها نبود تا اسیر غصه ی فردا نبود کاش بودی تا برای قلب من زندگی این گونه بی معنا نبود کاش بودی تا لبان سرد من بی خبر از موج و از دریا نبود
_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ دوستان ما به نظر شما محتاجیم لطفا" نـــــــــظــــــــــــر بـــدهــــیــــــــــــــــــــــــــــد .
دست خودم نیست
اگر می بینی عاشق تو هستم ، دیوانه تو هستم ، و تمام فکر و زندگی من تو شده ای اگر میبینی چشمانم در بیشتر لحظه ها خیس است و دستانم سرد است و اگر میبینی همه لحظه های دور از تو بودن اینهمه سخت و پر از غم و غصه است بدان که این دست خودم نیست!
دست خودم نیست که همه لحظه ها تو را در جلو چشمانم میبینم و به یاد تو می باشم.
دست خودم نیست که دوست دارم همیشه در کنارت باشم ، دستانت را بگیرم ، بر به خدا دست خودم نیست که هر شب به آسمان نگاه می اندازم و ستاره ای درخشان را میبینم و به یاد تو می افتم!
دست خودم نیست که هر سحرگاه به انتظارت مینشینم تا در آسمان دلم طلوعی دوباره داشته باشی
دلم تنگ است دلم اندازه حجم قفس تنگ است سکوت از کوچه لبریز است صدایم خیس و بارانی است نمی دانم چرا در قلب من پاییز طولانی است
پسر به دختر گفت اگه یه روزی به قلب احتیاج داشته باشی اولین نفری هستم که میام تا قلبمو با تمام وجودم تقدیمت کنم.دختر لبخندی زد و گفت ممنونم تا اینکه یک روز اون اتفاق افتاد..حال دختر خوب نبود..نیاز فوری به قلب داشت..از پسر خبری نبود..دختر با خودش میگفت :میدونی که من هیچوقت نمیذاشتم تو قلبتو به من بدی و به خاطر من خودتو فدا کنی..ولی این بود اون حرفات..حتی برای دیدنم هم نیومدی...شاید من دیگه هیچوقت زنده نباشم.. آرام گریست و دیگر چیزی نفهمید... چشمانش را باز کرد..دکتر بالای سرش بود.به دکتر گفت چه اتفاقی افتاده؟دکتر گفت نگران نباشید پیوند قلبتون با موفقیت انجام شده.شما باید استراحت کنید..درضمن این نامه برای شماست..! دختر نامه رو برداشت.اثری از اسم روی پاکت دیده نمیشد. بازش کرد و درون آن چنین نوشته شده بود:
سلام عزیزم.الان که این نامه رو میخونی من در قلب تو زنده ام.از دستم ناراحت نباش که بهت سر نزدم چون میدونستم اگه بیام هرگز نمیذاری که قلبمو بهت بدم..پس نیومدم تا بتونم این کارو انجام بدم..امیدوارم عملت موفقیت آمیز باشه. (عاشقتم تا بینهایت) دختر نمیتوانست باور کند..اون این کارو کرده بود..اون قلبشو به دختر داده بود.. آرام اسم پسر را صدا کرد و قطره های اشک روی صورتش جاری شد..و به خودش گفت چرا هیچوقت حرفاشو باور نکردم..
خداحافظ گل لادن .تموم عاشقا باختن
نـــــــــظـــــر یــــادتــــــــــــــــــون نـــــــــــــــــــــــره
در خواب ناز بودم شبی
دیدم کسی در میزند در را گشودم روی او دیدم غم است در میزند ای دوستان بی وفا از غم بیاموزید وفا..... غم با همه بیگانگی هر شب به من سر میزند
تو که میدونی عشق منی دوست دارم
عشق یعنی...! عشق یعنی مستی و دیوانگی عشق یعنی با جهان بیگانگی عشق یعنی شب نخفتن تا سحر عشق یعنی سجده با چشمان تر عشق یعنی سر به دار آویختن عشق یعنی اشک حسرت ریختن عشق یعنی درجهان رسوا شدن عشق یعنی سست و بی پروا شدن عشق یعنی سوختن با ساختن
عشق یعنی زندگی را باختن
دیشب دوباره دیدمت اما خیال بود
بده دستات رو به من تا باورم شه پیشمی
پیرمردی صبح زود از خانه اش خارج شد. در راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب دید عابرانی که رد می شدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند . .
ندیدم بهاری / محبت ز یاری / دلم غرق خون شد / عجب روزگاری زندگی اجبار است .... مرگ انتظار است..... عشق یک بار است ..... جدایی دشوار هست ..... یاد تو تکرار هست به کسی عشق بورز که لایق عشق باشه نه تشنه عشق...زیرا کسی که تشنه عشق است روزی سیراب میشود خدایا هرکه را دوست داری به او بیاموز که عشق از زندگی کردن برتر است و هرآنکه را دوست تر می داری بیاموز که دوست داشتن از عشق نیز والاتر است... زمان! به من آموخت که دست دادن معنی رفاقت نیست.... بوسیدن قول ماندن نیست..... و عشق ورزیدن ضمانت تنها نشدن نیست ای همه وجود من . ای کسی که پا گذاشتی رو قلب من . ای کسی که درو بستی به روی من. درو باز کن دستم مونده لای در ای دوست دلت همیشه زندان من است آتشکده عشق تو از آن من است آن روز که لحظه وداع من و توست آن شوم ترین لحظه پایان من است.
به او بگویید دوستش دارم با صدایی آهسته ، آهسته تر از صدای بال پروانه ها به او بگویید دوستش دارم با صدایی بلند ، بلند تر از صدای پرواز کبوتران عاشق به او بگویید دوستش دارم با هیچ صدایی، چون فریاد دوستت دارم نیاز به صدای بلند یا کوتاه ندارد فریاد دوستت دارم را میتوان با تپش یک قلب به تمام جهانیان رساند پس بزار بدون هیچ شرمی بگویم دوستت دارم
ســــو خـــــتــــــــــــــــــم داری فقط میگه : دوستت دارم
تو را به جای همه زنانی که نشناختم دوست دارم . تو را به جای همه روزگارانی که نمی زیستم دوست دارم . برای خاطر عطر نان گرم و برفی که آب میشود و برای نخستین گلها تو را به خاطر دوست داشتن دوست دارم . تو را به جای همه کسانی که دوست نمیدارم دوست میدارم . بی تو جز گستره یی بیکرانه نمیبینم میان گذشته و امروز. از جدار آیینهی خویش گذشتن نتوانستم میبایست تا زندگی را لغت به لغت فرا گیرم راست از آن گونه که لغت به لغت از یادش میبرند. تو را دوست میدارم برای خاطر فرزانهگیات که از آن من نیست به رغم همه آن چیزها که جز وهمی نیست دوست دارم برای خاطر این قلب جاودانی که بازش نمیدارم میاندیشی که تردیدی اما تو تنها دلیلی تو خورشید رخشانی که بر من میتابی هنگامی که به خویش مغرورم سپیده که سر بزند در این بیشهزار خزان زده شاید گلی بروید شبیه آنچه در بهار بوئیدیم . پس به نام زندگی هرگز نگو هرگز
..::توبه::.. من گـنه کار و اسـیرم ای خـدا مهـر تـو شد دستگیرم ای خـدا قلب من باشد پریشـان و سیــاه روشن است از تو ضمیرم ای خـدا من فقط بـر درگهت دارم امیــد لطف کن بر من ،که گَردم رو سفید تـورهـایم کن زِهَــر آلـودگی ای کلامت مایــه نـور و نـوید لطف تو باشد ، کنم از خود سفـر ذکر تو گویم به هر صبح و سحـر ای خـدا ! آرام کن جـان مـرا بـر نگـردان ای خـدا از من نظر :::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: نگاه آبــی دریـا تـو هستی چـراغ روشن شبها تـو هستی به ذهن سبز بـاغ نـو بهـاران شمیم رویش گلـها تــو هستی شب سـرد زمستان مُـرد ، آه بلـندای شب یـلدا تـو هستی تـو مـثل پلکهای روشن روز خـیال آبـی فـردا تـو هستی تـو ای تـک سوار جاده عشق بـرایم مثل یک رویا تـو هستی :::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: ..::یاد تو وخیال تو::.. در صـدر خاطراتم یـاد تو جــا گرفته یـاد تـو در خیالم رنگ صفــا گرفته تصویر یـاد رویت در قـاب دل نشسته این گوش جـان طنین حرف تو را گرفته خورشید من! حضورت رویای صادقم بود دیدم به خواب چشمت نور خـدا گرفته با فـکر خیره بر تـو،دنبـال واژه هستم بر سطح کاغـذم ،شعر ، مستانه پا گرفته یک راز ناگشوده بین من وتـو این است یادت خیـال ما را دائـم چـرا گرفته ؟ ::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: ..::آرزو::.. آرزو داشتم سایه ای باشی بر سر لحظه های بی پناهم و همسفرم شو ی در سکوت جاده تنهایی ، نیاز من بودی و من نیاز تو بودم، سوز نهان در ساز تو بودم، آرزو داشتم زیر سقفی از مهربانی برای هم بودیم و همچون آینه، صداقت را نثار همدیگر میکردیم. ::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: ..::دیار عاشقی::.. بال های امیدم به شوق دیدن توست که نشانی از پرواز را با خود دارند حالا که هر دَم در نفس های عاشقانه ام حضور داری می توانم بر فراز قله های سر بلند و قد برافراشته، در میان اعصار قرون به دنیا نگاهی عاشقانه بیندازم و فریاد کنم سرود روشن محبت را، ای کبوتر دیار عاشقی ! ::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: تنها تو جـاده های انتظار، تو راه بهم نمی رسیم انـگار میون آدمـا، پـرنده ای تو قفسیم اسمت شـده آرامشم ، توی تموم سختی هام ابر بهاری واسه من،با دست توجون می گیرم اگه نیـایی،بدونِ تو، یکه و تنـها می میرم با عشق پـاک من و تو، گل میکنه اقـاقیا از نا امیـدیا نگو، نخون تو از رنگ سیـاه بیـا دوباره پا بـزار تو کوچه باغ شعر من تا دوبـاره گل بکنه امیـد رو داغ شعر من تقدیم به کسی که عاشقانه دوستش دارم ::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: ایمان من ناز پروده عشق تو شدم ، جان منی درد خود با که بگویم که ، تو درمان منی دین و دنیا و همه هستی من رفته به باد هیچ سرمایه مـرا نیست ، تو ایمان منی یاد تو روشنی ذهن پریشان من است در شب تیره هـجران ، مه تـابـان منی کور دل بودم و با عشق تو بینا شده ام روشنـی بـاد ترا ، ای که تو چشمان منی زنده کردم دل پژمرده به عشقت ، ای دوست امشبی را در این خانهِ دل ، تو مهمان منی |
About
Home
|